همیشه مظلومان تاریخ
خبرگزاری فارس: به دنبال جسارت شاهین نجفی، از خواننده ای رپ،در ترانه ای به اسم "نقی"، به امام هادی (ع) حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد.
تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را/میان ربنای سبز دستانت دعایم کن
خبرگزاری فارس: به دنبال جسارت شاهین نجفی، از خواننده ای رپ،در ترانه ای به اسم "نقی"، به امام هادی (ع) حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد.
ا ، د ، ر ، م
با اين چهار حرف مي توان چندين كلمه ي با معنا ساخت:
مراد
دمار
مدار
.
.
.
اما هيچكدام به پاي كلمه ي "مادر" نمي رسند
زيبا
مهربان
دلسوز
.
.
.
هيچكدام تو را به دنيا نياورده
هيچكدام به خاطر تو شب زنده داري نكرده
هيچكدام براي موفقيتت دعا نكرده
.
.
.
يادت نرود براي تمام عمر مديون اين كلمه اي
زيباترين كلمه ي هستي!
"ولگ نار"

میلاد دختر نبوت ، همسر ولایت ، مادر امامت ، برشما مبارک باد
از دردهای کوچک است که انسان می نالد،اگر ضربه سهمگین باشد لال می شوی!!!
يكي از روزهاي ارديبهشت،
من
و
او
رو به روي هم نشسته ايم و
دست هايمان را ستون سرمان كرده ايم،
و به هم زل زده ايم
او با يك ماژيك بازي مي كند
بدون هيچ حرفي با هم صحبت مي كنيم
آخرين روزهاي فروردين،
همان اولين روزهاي آمدنش را به ياد مي آورم
در كنار هم خوب بوديم
بعد به هم عادت كرديم
اما حالا،
كلاه مان درهم رفته
و نه او كلاه ش را بر مي دارد و نه من!
من مي خواهم تنهايم بگذارد
اما او ابروهايش را بالا مي اندازد
انگاري كنگرها به مذاق ش خوش آمده
و لنگرش را در گل چسبانده
به دنبال فكري هستم
به دنبال نقشه اي
اوهم به دنبال من،
يك پاك كن دستش گرفته و نقشه ام را پاك مي كند
مداد را زمين مي گذارم و خودكار را بر مي دارم
و او با ماژيكي كه دستش بود نقشه ام را خط خط ي مي كند
چشمانم را مي بندم تا ذهنم را نخواند
اما كاغذ را از زير دستم مي كشد
كلاف ـه مي شوم
به دنبال سر كلاف مي گردم تا از اول شروع كنم
انگار
من
و
روزمرگي
ماجرايمان ادامه دارد!
"ولگ نار"
![]()
رشته ي افكارم از هم گسيخته و
واژه ها ياري نمي كنند مرا
خواستم از تو بنويسم تا كمي از بار گناه اين روزهايم كاسته شود ...
از بار گناه بي توجهي ام به روزهايي كه متعلق به توست پاره تن پيامبر!
پيامبري كه راست قامت تو را به خانه بخت فرستاد و قدخميده در آغوش گرفت
قد ِ خميده اي كه دو ركعت نشسته به تو هديه داد
اي ياس خانه علي مي خواستم از تو بنويسم كه چه بيرحمانه بين در و ديوار ماندي
در و ديواري كه اگر توان داشتند به هم نمي رسيدند
همان دري كه علي سر بر شانه ي آن گذاشت و گريست
همان اشكي كه زينب جاري ساخت
خواستم بنويسم از تو" مادر"
اما
واژ ه ها پهلويشان شكسته!
"ولگ نار "
تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
باز نه زخمهای من خوب میشود
نه زخمهای تو ...
پ.ن:این پست تمام و کمال از جایی کپی و در اینجا پیست شده ـ صرفا جهت اطلاع!
به گزارش خبرنگار بخش موسیقی ایسنا , این هنرمند عرصه موسیقی که حدود یک سال با بیماری تنفسی و مشکل ریوی، دست و پنجه نرم میکرد، ساعتی پیش در منزل خود از دنیا رفت.
فریدون پوررضا در سوم مهرماه 1311 در لشت نشا متولد شد، او از استادان آوازی چون یونس دردشتی و غلامحسین بنان آواز ایرانی را آموخت و در سال 1333 کار تعزیه را به همراه علی بهکیش آغاز کرد.
شش سال بعد در آزمون خوانندگی رادیو گیلان رتبه اول را کسب کرد و به طور رسمی به عنوان خواننده آغاز به کار کرد.
این هنرمند از اردیبهشت 1350 همکاری با تلویزیون را آغاز کرد و در همان سال به عنوان پژوهشگر آواهای بومی و با همراهی مشاهیر فرهنگی و هنری ایران همچون سیمین دانشور،محیط طباطبایی،منوچهر آتشی ،ایرج افشار و دیگر استادان برجسته دانشگاه تهران به لندن سفر کرد.
پوررضا در سال 1379 موسیقی تیتراژ و متن سریال «پس از باران» را اجرا کرد و یک سال پس از آن مقام اول موسیقی در فیلم و سریالهای کشور را از آن خود کرد.
روحش شاد و یادش گرامی