هفت آسمون
تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را/میان ربنای سبز دستانت دعایم کن
من اومدم به یه چیزی اعتراف کنم. می خوام با چهره ی واقعی من آشنا شین . من........من.......من اعتیاد دارم_ای وای نمی تونم تو چشاتون نیگاه کنم از بس شرمندتونم_ ختم کلوم بنده شخصا معتاد شدم رفــــــــــــــــــــــــــــت و فعلا هم نمی تونم ترک کنم .فقط شما یه کاری کنین _محبت شما مواد ماست_لطفا از آبجیتون دریغ نکنین. یه جورایی فاز بدین به قول برو بچز چاله میدون_زت زیاد
گفتم این چرتو پرتای بنده که شکم کسی رو سیرنمی کنه یه پیام اخلاقی بدیم یه ثوابی هم ببریم زندگی چون پر از عطر پر از خار پر از برگ لطیف یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و برگ و گل و خار همه همسایه ی دیوار به دیوار همند. بار باران با ترانه با گهرهای فراوان می خورد بر بام خانه من به پشت شیشه تنها ایستاده در گذرها رودها راه اوفتاده شاد و خرم یک دو سه گنجشک پر گو باز هر دم می پرند این سو و آن سو می خورد بر شیشه و درمشت و سیلی آسمان امروز دیگر نیست نیلـــی یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین خوب و شیرین توی جنگلهای گیلان کودکی ده ساله بودم شاد و خرم نرم و نازک چست و چابک از پرنده، از چرنده، از خزنده بود جنگل گرم وزنده آسمان آبی چو دریا یک دو ابر اینجا و آنجا چون دل من روز روشن بوی جنگل تازه و تر همچو می، مستی دهنده بر درختان می زدی پر هر کجا زیبا پرنده برکه ها آرام و آبی برگ و گل هر جا نمایان چتر نیلوفر درخشان،آفتابی سنگها از آب خسته ازخزه پوشیده تن را پس وزغ آنجا نشسته دم به دم در شور و غوغا رودخانه با دو صد زیبا ترانه زیر پاهای درختان چرخ میزد چرخ میزد همچو مستان چشمه ها چون شیشه های آفتابی نرم و خوش در جوش و لرزه توی آنها سنگریزه سرخ و سبز و زرد وآبی با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو می پریدم از سر جو دور می گشتم ز خانه می پراندم سنگریزه تا دهد برآب لرزه بهر چاه و بهر چاله می شکستم کرده خاله می کشانیدم به پایین شاخه های بید مشکی دست من می گشت رنگین از تمشک سرخ و مشکی می شنیدم از پرنده داستا نهای نهانی از لب باد وزنده رازهای زندگانی هر چه می دیدم در آنجا، بود دلکش، بود زیبا شاد بودم، می سرودم،روز ای روز دلارا داده است خورشید درخشان این چنین رخسار زیبا ورنه بود زشت و بی جان « این درختان با همه سبزی و خوبی گو، چه می بودند جز پاهای چوبی گر نبودی مهر رخشان» روز، ای روز دلارا گر دلارایی است، از خورشید باشد ای درخت سبز و زیبا هر چه زیبای است از خورشید باشد اندک اندک،رفته رفته، ابرها گشتند چیره آسمان گردید تیره بسته شد رخسارخورشید درخشان ریخت باران،ریخت باران جنگل از باد گریزان چرخها می زد چو دریا دانه های گرد باران پهن می گشتند هر جا برق چون شمشیر بران پاره می کرد ابرها را تندر دیوانه غران مشت می زد ابرها را روی برکه مرغ آبی از کناره، از میانه با شتابی چرخ می زد بی شماره گیسوی سیمین ها را شانه میزد دست باران بادها با فوت خوانا می نمودش پریشان سبزه در زیردرختان رفته رفته گشت دریا توی این دریای جوشان جنگل وارونه پیدا به چه زیبا بود جنگل بس ترانه، بس فسانه بس گوارا بود باران به چه زیبا بود باران می شنیدم اندر این گوهرفشانی رازهای جاودانی پند های آسمانی بشنو از من کودک من پیش چشم مرد فردا زندگانی،خواه تیره خواه روشن هست زیبا هست زیبا هست زیبا « گلچین گیلانی» چه کسی می گوید که گرانی اینجاست دوره ی ارزانی است چه شرافت ارزان تن عریان ارزان و دروغ از همه چیز ارزانتر آبرو قیمت یک تکه ی نان و چه تخفیف بزرگی خورده است ....................................قیمت هر انسان آدم تو این دورو زمونه یه چیزایی میبینه که دهنش وا میمونه آقا این ماه رمضون داره تموم میشه و به حال یه گروهی خوب میشه... می پرسین کدوم گروه؟؟؟؟ البته همه میدونیم این گروه به دلایل خاص و موجهی روزه نمی گیرن .شما اصلا فک نکنین از این که روزه نیستن خوشحالن آقا یارو دو برابر وزن منو داره ها بعد میگه :وای من طاقت گرسنگی رو ندارم ..حالا جلوم نشسته دولپی داره می خوره ها میگه وقتی اذان زد صدام کنین بیام افطار کنم........بابا رو رو برم......خجالتم خوب چیزیه اون یکی هم که هیچی داره آدامس می خوره. دهنشو 360 درجه می چرخونه تمام 32 دندونش میزنه بیرون حالا جالب اینجاست که از همه زودتر سر سفره افطار نشستن...انگار از قحطی اومدن خب حالا روزه نیستی .نمی تونی بگیری حداقل جلو اون شیکمه ور قلمبیدتو بگیر تو انظار چیزی نخور....نمی میری که....دروغ میگم بگو دروغ میگی آقا سو تفاهم پیش نیادا به اونایی که واقعا نمی تونن روزه بگیرن کاری ندارما منظورم یه گروه خاصن..همونایی که فقط من میدونمو شما پاییز هم اومد دیگه جدی جدی تابستون تموم شد. سال 87 هم به نیمه رسید.یادتونه انگاری همین دیروز بود که دور سفره هفت سین نشسته بودیمو دعای تحویل سال رو میخوندیم .چند روز پیش که تو اخبار کلاس اولیا رو نشون میدادن دلم خیلی تنگ شد.یاد خودم افتادم که چقد خوشحال بودم که دارم میرم مدرسه.اون موقع همیشه میگفتم میشه یه روزی منم بزرگ شم . حالا بزرگ شدمو میگم کاش میشد هیچ وقت بزرگ نمی شدم. .* چه قدرزود دیر میشود* راستی زمان سنج هم داره آخرین روزای ماه رمضون رو نشون میده . مثل همیشه مثل یک چشم بر هم زدن اومد و رفت(.چقد همه چی زود میاد و میره). یه نکته: دستت رو بزار روی قلبت این ساعته عمرته که داره تیک تیک می کنه ، جالبه همونی که بهت زندگی می ده برات شمارش معکوس رو شروع کرده.... یه پیام :سال تحصیلی جدید رو به برو بچز محصل و دانشجو تبریک میگم یه یادآوری :راهپیمایی روز قدس یادتون نره یه خواهش: التماس دعا
هرچند الان صورتم شطرنجیه
. بزارین از همین اول بگم که گرفتار دوستای ناباب شدم
.اونا منو کشوندن به این راه من خودم هیچکاره بیدم. نه که بچه حرف گوش کنییم، هر چی گفتن، گفتم چشم...............................................................
..بد جور گرفتار شدم.گرفتار چی؟!! گرفتار این کشور ساختگی (به قول داداش روشن) دیگه.آقا گرفتار دوستای خوبی که پیدا کردم شدم
.ترک هم نمی تونم کنم .هر شب هرشب نت. البته این خوبشه قبلا 3 وعده و بیشتر بود یه جورایی خونه زاد بودم. ولی الان قربون درسام برم یه نموره کمش کردن.آخه یکی نبود بهم بگه نونت نبود،آبت نبود وب بنا کردنت چی بود
....والله....اصلا کی تو رو راه داد تو این کشور؟_هر چند باز هم به قول داداش روشن کشور بی درو پیکره دیگه ._ اجازه ورود نمی خواد که .تازه بدون یا الله وارد حریم خصوصی مردم هم می تونی بشی _آی حال میده_![]()
..............دمتون گرم![]()
گل سرخ
است
![]()
خوب معلومه دیگه گروه محترم و نحیف روزه خواران![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اول ماه رمضون از خدا خواستیم که گناهامون رو پاک کنه، ماه رمضون امسال رو یکی از بهترین ماه رمضونهای عمرمون قرار بده، و خیلی چیزای دیگه خواستیم. حالا آخرشیم امیدوارم همه ی اینا اجابت شده باشه و تو این چند روز باقی مونده اجابت بشه ...آمین![]()
| Design By : Night Skin |



